نشستم.
کف پای چپ روی صندلی، سر از ناحیهی استخوانِ گونه تکیه کرده به زانو، گردن قوزی، دستها روی کیبورد، خیلی چیزها از خاطرم میگذرد،
خیلی چیزها،
همه سنگین،
ننوشتنی…
آبان ۶, ۱۳۸۸ at ۱۲:۳۳ ق.ظ
پوووووووووووووووف(این یک آوا می باشد، نوع جلفی از آه شاید!)
آبان ۶, ۱۳۸۸ at ۱۰:۲۳ ق.ظ
God bless us
آبان ۸, ۱۳۸۸ at ۱:۲۹ ب.ظ
اگه هنوز هوسش رو داری بگو چه زمانی کجا باشم؟!
Name (required)
E-mail (required)
URL
papati said,
آبان ۶, ۱۳۸۸ at ۱۲:۳۳ ق.ظ
پوووووووووووووووف(این یک آوا می باشد، نوع جلفی از آه شاید!)
saghi said,
آبان ۶, ۱۳۸۸ at ۱۰:۲۳ ق.ظ
God bless us
shahrokh said,
آبان ۸, ۱۳۸۸ at ۱:۲۹ ب.ظ
اگه هنوز هوسش رو داری بگو چه زمانی کجا باشم؟!