پخش شدهخیاط | دی ۱۳م, ۱۳۸۸ @ ۶:۴۸ ب.ظ
دنیا شلوغه دیگه، همه آدمها که تو یه شهر جا نمیشن، همه که نمیتونن یه جا درس بخونن، یه جا کار کنن، یه جا زندگی کنن. مجبورن پخش بشن تو دنیا. این گریه داره؟ میشه به خاطر این که دنیا شلوغ شده غصه خورد؟ همونقدر احمقانهست که برای دور بودن خورشید گریه کنی. حالا برو دست و روت رو بشور. برمیگرده.
حس ارغوانی said,
دی ۱۳, ۱۳۸۸ at ۷:۳۷ ب.ظ
دستامو شستم حالا شام چی داریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کافه نشین said,
دی ۱۳, ۱۳۸۸ at ۸:۰۳ ب.ظ
خیلی سخته. دیوانه کننده ست. چیکار میتونم بکنم؟
اغلن said,
دی ۱۳, ۱۳۸۸ at ۱۰:۳۲ ب.ظ
به قول معروف: یا خودش میاد یا نامهش؛ والله!
اسفندونه said,
دی ۱۳, ۱۳۸۸ at ۱۱:۱۸ ب.ظ
همه چی آرومه ، تو به من دل بستی! شنیدی این آهنگو ؟! حمید طالب زاده .
پیش نهاد میکنم حتما دانلودش کنی ، گوشش بدی. فکر کنم از اون آهنگاییه که تو یا ازش متنفری ، یا … شایدم یا نداره :-؟ نمیدونم ، ولی یه نظر من خییییییییلیییییی عالی بود .
اگه وقتی شنیدی، نظرتو به منم بگی خوشحال میشم !
غصه نخور ، ایشالا از اون بهترو تو نزدیکیات پیدا کنی .
یا…. :-؟
ایشالا زود برگرده!
خیاط said,
دی ۱۳, ۱۳۸۸ at ۱۱:۳۴ ب.ظ
شاهکار:)))) بعد من هی کامنتها رو میبندم خودم رو از اینهمه طنز محروم میکنم.
M said,
دی ۱۴, ۱۳۸۸ at ۸:۴۶ ق.ظ
بابا سخت نگیر رفیق
آخه گاهی مسئله بزرگی دنیا نیست که
نزدیک بودن و یا دور بودن …
کلا بودن یا نبودن آدمه خیلی ملموس نیست
راستی من منتظرم ، همیشه به تو افتخار می کنم ؛)
مهسا مامان باران said,
دی ۱۵, ۱۳۸۸ at ۲:۱۲ ق.ظ
هنوزم مشتریتم می دونی …. خیلی نوشته هات با حال آدمو سر در گم میکنه …. من از این سردر گمی اش خوشم میاد ….. وقتی خیلی جوونتر بودم تمام سعی ام رو می کردم که نوشته هام سوال درست کنه …. و خواننده رو دوباره بیاره پای دفترم …. حالا نوشته های تو اینطوره …. بازم میام …..
ژوکر said,
دی ۱۵, ۱۳۸۸ at ۱۱:۲۸ ب.ظ
شایدم دل آدمها کوچیک شده
برنمی گرده, می دونم
اسفندونه said,
دی ۲۰, ۱۳۸۸ at ۱۲:۴۹ ب.ظ
الآن نظر منم همینه درباره ش!!!! :)))))