خرسِ شُل، گلِ زرد،…
خیاط‌‌ | دی ۲۰م, ۱۳۸۸ @ ۱۲:۴۵ ب.ظ

اول دلم می‌خواست خرس بخرم، از این‌ها که موقع خواب می‌گیری توی بغل‌ت. توی هیچ مغازه‌ای خرس شُل پیدا نکردم، همه‌شان یا نشسته‌بودند یا دست و پایشان سفت بود. بغل‌کردنی نبودند. وقت هم نداشتم بیشتر بگردم. گفتم اصلن گل می‌خرم. از همه‌چیز قشنگ‌تر است. رفتم توی تنها مغازه‌ی گل‌فروشی آن اطراف، خواستم گل قرمز برداردم گفتم نه نباید عاشقانه به نظر بیاید، سفید هم خیلی سرد و خنثی‌ست فکر می‌کند اصلن دوست‌ش ندارم، زرد برداشتم یادم آمد می‌گویند گل زرد نشانه‌ی بیزاری‌ست. آمدم بیرون، فکر کردم گل مصنوعی بگیرم که پژمرده نشود؟ نگه‌ش دارد برای همیشه. یادگاری داشتن بهتر است یا نداشتن؟ باز خودم را راضی کردم گل طبیعی بخرم که پژمرده‌شود، نماند، نمانم. یادگاری کیلویی چند وقتی… برگشتم توی مغازه، همان گل زرد کمرنگ را برداشتم، دعا کردم نشنیده‌باشد گل زرد نشانه‌ی فلان است و بیسار. گل را دادم دست گل‌فروش. تیغ‌هایش را قیچی کرد، گفتم “علف نمی‌ذارید؟ از این نایلونها، روبان…” گفت “گل تک رو همین‌جوری می‌برن” گفتم “دوتا بردارم یعنی؟” گفت “آره” رفتم یک رز قرمز آوردم گذاشتم کنارش. داشت کیلو‌کیلو علف‌های شویدی که پخش می‌شود کف ماشین و خانه می‌گذاشت بین دسته‌ گلِ من، گفتم نه، این نه. دو شاخه از این علف‌هایی که شبیه نخل مرداب است گذاشت، سرم را تکان دادم که خوب شد. پایین شاخه‌ها را با یک نوار سفید پیچید، داد زدم “این چیه آقا؟ چرا باندپیچی کردی گل‌ها رو؟” گفت “خب دوست ندارید می‌برم” همه را باز کرد. نایلون را دور تا دور گل‌ها چسب زد. گفت روبان چه رنگی بزنم؟ گفتم “سبز ندارید؟” نداشت. دست گذاشتم روی یکی که به نظرم صورتیِ کمرنگ آمد. در سی‌ثانیه تبدیل‌ش کرد به گل. گل که شد احساس کردم صورتی نیست، بنفش شده‌بود. بنفش خیلی زشت. دسته گل را گذاشت جلویم پول را دادم دستش. با خودم گفتم این روبان جلف چه معنی‌ای می‌تواند داشته‌باشد؟ چه فکری می‌کند… رو به گل‌فروش کردم “یه زحمت دیگه هم می‌کشید؟” گفت “بفرمایید” گفتم “این روبانش رو هم نمی‌خوام، بکَنیدش.” چند لحظه نگاهم کرد بعد با قیچی روبان را برید. دسته‌گلم هیچ چیز نداشت، انگار که از سرچهارراه خریده‌باشم. ولی چاره‌ای داشتم؟ گل خریدن هم سخت‌ترین کارِ دنیاست وقتی ندانی کجای دلِ یک آدمی.

دل‌نوشت · من

۷ Comments

  1. عید نو said,

    دی ۲۰, ۱۳۸۸ at ۲:۰۴ ب.ظ

    به نظرم همین که می دونی توی دل یه آدمی تا حد زیادی مسأله رو حل میکنه.بعد از دادن گل را هم بنویس. قشنگ و رون نوشتی

  2. نسیم said,

    دی ۲۰, ۱۳۸۸ at ۳:۲۵ ب.ظ

    اگه جدی جدی همچین گلی خریده باشی می تونی مطمئن باشی تو قسمت جوادترین های قلبش جا داری…باور کن

  3. خیاط‌‌ said,

    دی ۲۰, ۱۳۸۸ at ۳:۴۴ ب.ظ

    مرض:)))))

  4. ژولیت said,

    دی ۲۰, ۱۳۸۸ at ۸:۰۱ ب.ظ

    همه کارهای دنیا سخت می شه وقتی نمی دونی کجای دلش هستی … اصلا هستی؟

  5. باران said,

    دی ۲۰, ۱۳۸۸ at ۱۱:۰۹ ب.ظ

    خوش به حالت یکی و داری که نگران جا تو دلش باشی-من عاشق نوشته هاتم هرشب چک میکنم و میخونمشون

  6. I am Yellow « C’est la Vie ! said,

    دی ۲۱, ۱۳۸۸ at ۵:۲۱ ق.ظ

    [...] ++ [...]

  7. M said,

    دی ۲۱, ۱۳۸۸ at ۸:۳۷ ق.ظ

    به نظرم خوش سلیقه تر بودی ها!!!
    یه گل زرد با یه گل قرمز و علف ملف………..

Post a Comment