هر آن ناظر که منظوری ندارد…خیاط | بهمن ۹م, ۱۳۸۸ @ ۲:۳۴ ب.ظ
یک. دو شب است که تا خودِ صبح با مریم حرف میزنیم، چتکی. حرفهایی که باید خیلی وقت پیش میزدیم و غرور گهمان اجازه نداده. من خیلی قصه دارم برایش تعریف کنم، پشتِ پشتِ همهی نوشتههایم را بگویم چه خبر است. چندبار خواستم بگویم؛ بیخیال مریم حال ندارم اینهمه بنویسم، باز خودم را راضی کردم که این آدم بعد از هزارسال شعورش قد داده حالت را بپرسد، آدم باش و جواب بده! الان ساعت یک است، مریم نوشت که تازه آب برنج را گذاشته برای شام. خوشحالکننده نیست؟ ساعت یک نصفهشب من با دوست دوران دبیرستانم حرف میزنم و او تازه میخواهد شام بپزد.
دو. آهنگِ نوشتنم را پیدا کردم، گفتهبودم من اگر روزی نامجو گوشکن شدم نشانهی چیست؟
سه. خواستن خیلی عامل تعیینکنندهای است. من فکر میکردم خنگ باشم توی تحلیل خواستن نخواستن آدمها ولی الان اعتماد به نفس گذشتهام را بهدست آوردم. فهمیدم نخواستن را بدنم زودتر از عقلم تشخیص میدهد. آن خواستنی که آدم نتواند با تنش حس کند هزار بار هم با عقل تأیید شود بیفایده است. این را شاید توی هیچ کتابی ننوشتهباشند ولی این تنِ لامصب را اگر بخواهی رام کنی باید چهارتا جملهی اختصاصی زیر گوشش بخوانی. اختصاصی میفهمی یعنی چه؟ یعنی من بتوانم سالها بعد این جمله را در تعریفِ آنچه بینمان گذشت نقل کنم و هربار بیتاب شوم. وگرنه که تعریف عمومیام را پسر زنجیر به دستِ سر کوچه هم میداند. چندینبار هم تذکر داده که موی فر سک.ثیترم میکند.
papati said,
بهمن ۹, ۱۳۸۸ at ۸:۰۲ ب.ظ
خوشحال کننده است
من یادم نمیاد گفته باشی اگه نامجو گوش کن شدی نشانه ی چیست
خواستن هم خب بع…له…
خیاط said,
بهمن ۱۰, ۱۳۸۸ at ۱:۰۸ ب.ظ
پاپتی تو اگر یادت نباشه من دیگه به هیچکس امیدی ندارم
papati said,
بهمن ۱۰, ۱۳۸۸ at ۲:۰۴ ب.ظ
امیدت به خدا باشه! :دی
خدایی یادم نبود، سرچیدیم، پس عاشق شدی، بودی که -پی
Neli said,
بهمن ۱۰, ۱۳۸۸ at ۲:۴۸ ب.ظ
به نظرم خواستنهای عقلی مثل اینه که برای توصیف یه نفر میگی “آدمه خوبیه ها اماااااااااا!!!!” و این اما یعنی اصلن بیخیالش شو برو پی دل ِ واموندهات.
امیر said,
بهمن ۱۰, ۱۳۸۸ at ۱۰:۳۳ ب.ظ
چه جوری میشه عاشق ادما شد وقتی همشون می چسند؟…گیرم خوشکل باشند…یعنی چسشون بونمی ده…؟
papati said,
بهمن ۱۲, ۱۳۸۸ at ۲:۱۱ ب.ظ
ببین! تو عادت داری هی ما رو هنگ کنی رو یه چیز؟! اون از اون “اگه تونستین اینجوری کنین!” این از این “ترجمه کنید لطفا!” والا! ۱۰۰دفه خوندمش!
احتمالا در این عبارت، “پیش” معنیِ “مثل، مانند” می ده!
رفیق شالگردنیِ حمام نرفته، مبهمه یکم، بیشتر مث فحش ه که با بغض بیان شه، ولی تضاد داره، شالگردنی اینجور که ازش بر میاد مث سوسول ه! ولی بچه سوسول حموم نرفته؟
بعد یعنی طرف شاکی ه که طرفش با همه ش با دوستای اینجوریش که سالینجر براشون اونجوری ه هست و حواسش به این نیس، و احتمالا با اون دوستا زیاد از این حرفا بزنن، و فکر می کنه شاید اونم اگه اونجوری فک می کرد حواسش بهش بود!
نمی دونم اصن!
چیز کردی ما رو!