With my love songخیاط | بهمن ۱۲م, ۱۳۸۸ @ ۱۱:۵۸ ب.ظ
وای چه مرگم شد؟ این آهنگ… نمیخواهم بنویسم “این آهنگ دستم را گرفت و برد به شش هفت سال پیش” چون در این حد رومانتیک اتفاق نیفتاد، بیشتر موهایم را کشید و با صورت پرتم کرد توی آنروزهایی که چیزی نمانده فراموششان کنم. روزهایی که آهنگها و نامههایمان را هاید میکردیم با بیربطترین اسمها. شب به شب کارمان شدهبود کشفکردن رابطهها، دزدیدن پسوردها، سرک کشیدن به صفحهی هم و صبح لبخندی از سر بدجنسی که “هی من میدونم چهکارهای”. چه دعواها و هارد فرمت کردنها داشتیم سرِ چهارتا اسم و آیدی که از هم آتو گرفتهبودیم… وای پسر من و تو چرا هیچوقت صلح نکردیم؟
البته فرقی هم نکرد. خاطره که بخواهد آوار شود، خوش و ناخوش، هر دو آدم را خراب میکنند. من این آهنگ را از هزارتوی مخفیِ فولدرهای تو پیدا کردهبودم، ویدئوش هم بود، لحظه به لحظهاش را هنوز یادم هست. خوشحال بودم که سلیقهی خودت یا دوستدخترت به من میخورد ولی نگفتم، همیشه یواشکی گوش دادم برای خودم. دارم فکر میکنم من و تو که آنقدرها خاطرهی شیرینِ تعریفکردنی نداشتیم، هرچه بود کتککاری و دعوا بود، ده سال اول سرِ دوچرخه، ده سالِ بعد سرِ کامپیوتر. یکدفعه کجای زندگیِ من را کندی و بردی که با یک آهنگ اینطور دیوانه میشوم؟