مبارزات مسلحانه‌ی من
خیاط‌‌ | اسفند ۱۲م, ۱۳۸۸ @ ۱۱:۰۵ ق.ظ

پریشب من بدون این‌که خبری از تو.قیف و این حرف‌ها داشته‌باشم برای اولین بار ایران‌دخت خریدم. و وقتی فهمیدم لغو ا.متیاز شده یک حسِ خوبِ مبارز بودن من را فراگرفت، از لحاظِ داشتنِ یک مجله‌ی بی‌مجوز. دیشب با عجله همه مطالب‌ش را خواندم‌ چون می‌ترسیدم کسی دستگیرم کند یا مجله‌ام را ببرد. این حس و حال از اثرات کتاب سرزمین گوجه‌های سبز هم هست. امروز می‌خواهم بروم عیار چهارده و به رنگِ ارغوان را پشتِ سرِهم ببینم تا این‌قدر نقدها و نظرها درباره‌ی این دو فیلم را کیپ آنرید نگه ندارم. از همراهیِ افرادِ ساکت و سوال‌نپرس هم استقبال می‌کنم.

روزنوشت

۴ Comments

  1. mojtaba said,

    اسفند ۱۲, ۱۳۸۸ at ۱۱:۵۲ ق.ظ

    فکرش را بکن! یکی بی جنبه مثل من! یک آدم “همیشه از گوگل ریدر خواننده” و “نظر نگذارنده” و “اولین بار نظر دهنده”ای پیدا شده که “به رنگ ارغوان” را و “تو” را بخواهد ببیند! چه کارش می کنی؟ هر دو از روی کنجکاوی شاید فقط انگار!

  2. محمّد said,

    اسفند ۱۲, ۱۳۸۸ at ۱:۳۷ ب.ظ

    هه هه :)) منم همون یکشنبه شب گرفتمش … با “نسیم بیداری”! بعد واسه من خیلی جالب بود که مجله ای دستمه که دیگه از هفته ی دیگه روی دکه نمیاد. میبیینی تو رو خدا…

  3. dukshi said,

    اسفند ۱۲, ۱۳۸۸ at ۵:۴۴ ب.ظ

    خوب نگهش دار بعدا کلکسیون دارها و مجموعه جمع کن ها خوب ازت می خرنش چون هیچ چیز بدرد بخوری توش ننوشته جز اینکه یه روز قبلش تو نامه ننه کروبی به رهبری بهش گفته غلط می کنند کروبی رو اعدام کنند

  4. papati said,

    اسفند ۱۲, ۱۳۸۸ at ۹:۱۰ ب.ظ

    استقبال کن

Post a Comment