مجبورم
خیاط‌‌ | اسفند ۱۷م, ۱۳۸۸ @ ۱۱:۴۷ ب.ظ

به خاطرِ یک مشت روبل. سرزمین گوجه‌های سبز روزی دو سه صفحه، انرژی منفی. گربه روی شیروانیِ داغ خوب ، آخرِ دوم‌ش بهتر، ترجمه‌اش هم خوب، قبلن زر. دوتا ماگِ خیلی قشنگ. حوصله… دیدم. دارد. بود. است. خریدم. ندارم. زدم. می‌خوانم. بود.

روزنوشت

۳ Comments

  1. کتایون said,

    اسفند ۱۸, ۱۳۸۸ at ۱۲:۴۴ ق.ظ

    یعنی تو هم یکدانه ای توی این دنیای بزرگ …. یعنی که من آی لاو یو…

  2. papati said,

    اسفند ۱۸, ۱۳۸۸ at ۱۰:۱۴ ب.ظ

    مجبوری؟ نه! یه چیز ِ دیگه ت می شه! کِرم و اینا!

  3. محمّد said,

    اسفند ۱۹, ۱۳۸۸ at ۹:۲۶ ق.ظ

    با تشکر ویژه از شما برای اینکه ذهن رو درگیر میکنید که این پازل حل بشه :) و خب طبیعتا باز هم ممنون که در این وب گردی فکر تقویت ذهن و ورزش هایی از این دست هستید.

Post a Comment